استودیوی Rockstar Games به تازگی تأیید کرده است که Rat Loader که یک ماشین خدمات شهری در GTA Online بوده و بعد از پچ ۱٫۰۷ حذف شده است به بازی بر می گردد آن هم به صورت کاملا مجانی.
در یک گزارش اخیر از سایت Rockstar گفته است که آن ها در آینده قصد دارند ماشین Rat Loader و مود های مخصوص آن را به صورت مجانی دوباره وارد بازی کنند ولی برای یک مدت کوتاه.پس شما دوباره می توانید این ماشین را تهیه و نگهداری کنید. همچنین Rockstar گفته در چند روز آینده اطلاعات بیشتری از برگشت این ماشین در دست طرفداران قرار می دهد.
پس اگر شما هم به این بازی دسترسی دارید بدانید که مودهای جالب این ماشین دوباره بر خواهد گشت.
اگر از آن دسته از گیمر هایی هستید که هنوز عنوان GTA V را بر روی PC تجربه نکرده اید و از سیاست های Rock Star در این مورد خسته شده اید این خبر برای شماست. گروهی از Mod سازان اقدام به طراحی محیط GTA V در بازی GTA IV کرده اند
مطمئنا اکثر کسانی که فقط PC دارند علاقه مند هستند که این عنوان را تجربه کنند و Rock Star هم جوابی به این دسته از افراد نمی دهد؛ با این حال تعدادی از کاربران PC با Mod سازی و طراحی دوباره محیط بازی عطش خود را سیراب می کنند.
اخیرا ویدئویی در سطح اینترنت پخش شده است که از این Mod رونمایی می کند، همانطور که انتظار می رود بازی در حالت Alpha قرار دارد و Bug هایی در بازی مشاهده می شود، البته مدیر اجرایی این پروژه، Jonathan Gustafsson گفت که : این ویدئوه هیچ گاه قرار نبود پخش شود.
البته او قول داده که ما را در جریات پیشرفت های بازی قرار دهد و ویدئو های بیشتری را پست کند. باید ببینیم که آیا این Mod می تواند دل طرفداران GTA V را به دست آورد؟
در تاریخ فروش بازیهای رایانهای در کشور بریتانیا، آخرین عنوان استودیو موفق Rockstar یعنی GTA V هماکنون رتبهی چهارم را از آن خود کرده است و پیشبینی میشود تا سه ماه آینده بتواند به رتبهی اول برسد.
Grand Theft Auto V این هفته توانست افتخاری دیگر را برای خود و سازندة اش رقم بزند، این در حالی است که در پرفروشترینهای کرسمس، عنوان FIFA 14 در صدر دیده میشد. البتهی Chart-Track که این نمودار ةا را منتشر ساخته اعلام نموده است که در سه ماه آینده GTA V پرفروشترین بازی تاریخ بریتانیا خواهد شد. هماکنون این عنوان در ردهی چهارم و پس از عناوین FIFA 14 و Call of Duty Ghost و در ردهی سوم Assassin’s Creed IV: Black Flag جا خوش کرده است.
عنوان Need for Speed: Rivals در ردهی ششم و پس از آن نیز Lego Marvel Super Heroes و Minecraft نسخهی مخصوص Xbox360 و Just Dance و Gran Turismo 6 انحصاری PS3 و سپس Forza MotorSport 5 به ترتیب در ردههای هفتم، هشتم، نهم و دهم حض.ر دارند.
کارگردان هنری عنوان بسیار موفق GTA V اعلام کرده که آن ها ایده هایی فراوانی داشتند که می توانست بازی را حتی فراتر از این گسترش دهد. ولی این ایده ها چه بوده اند؟ مصاحبه ی کارگردان هنری GTA V، آقای Aaron Garbut را در این باره در ادامه ی مطلب بخوانید.کارگردان هنری عنوان GTA V، آقای Aaron Garbut، در مصاحبه با EDGE بیان کرده که راک استار ایده ها و نقشه های فراوانی داشته که اگر به وقوع می پیوستند، می توانستند که بازی را از این هم فراتر ببرند.
به عنوان یک تیم، ما هیچگاه کمبود ایده نداریم. همیشه چیز هایی وجود دارند که در حین ساخت به ذهن ما می رسند و ما علاقه به اضافه کردن آن ها به بازی داریم. بیشتر اوقات هم این کار را می کنیم ولی هر چه به زمان انتشار بازی نزدیک تر می شوید دستتان برای افزودن قابلیت های جدید بسته تر می شود. من احساس نمی کنم که در ساخت بازی کم کاری شده ولی بدون شک ایده های فراوانی وجود داشت که ما می توانستیم با آن ها بازی را گسترده تر کنیم.
از آنجا که این بازی با نقد های مثبت فراوان رو به رو شد و در کمتر از سه روز یک میلیارد دلار فروش کرد یقیناً نبود این ایده ها به فروش و محبوبیت این بازی ضرر نرسانده است. این عنوان Open- World تا کنون بیش از ۲۹ میلیون کپی فروخته است.
ظاهراً برای پی بردن به این ایده ها و نقشه ها بایستی از قوه ی تخیل خود بهره بگیرید زیرا آقای Garbut هیچگونه صحبتی درباره ی آن ها نکرده است. می توان پیش بینی کرد که این ایده ها در نسخه های بعدی نمایان می شوند به این دلیل که رییس استودیوی Rockstar North آقای Leslie Benzies در ماه اکتبر بیان کرد که آن ها ایده های فراوانی برای GTA 6 دارند.
آقای Garbut در ادامه ی مصاحبه بیان کردند که راک استار هچگاه نخواسته که یک کپی برابر اصل از شهر Los Angeles برای GTA V بسازد. زیرا فکر می کردند که این کار باعث غیر جذاب بودن شهر خیالی بازی می شود. در واقع تصوری که بازیکنان از L.A دارند- که ناشی از دیدن آن شهر در فیلم ها و تلویزیون می باشد- بسیار جالب تر از واقعیت آن است.
من هیچگاه نخواستم که یک شهر را بازسازی کنم. فکر می کنم که این کار من را برای ساخت و بازیکن را برای بازی کردن راضی و خشنود نمی کند. تعداد کمی از گیمر ها دسترسی کامل به شهر هایی مانند New York و Los Angeles دارند و بقیه بیشتر اینگونه شهر ها را از تصاویر پخش شده در فیلم ها و سریال ها و یا بازدید های کوتاه می شناسند و این یک تمثال بسیار متفاوت از واقعیت کل شهر است.
او ادامه داد:
ما هم همین کار را کردیم. ما تصور و حس یک شهررا که از طریق رسانه ها به دست آمده و درواقع همه آن شهر را با این تصور و ویژگی خاص می شناسند در بازی پیاده کردیم. ما آن را فشرده کردیم، تغییر دادیم و نقاط خاصی در آن را برجسته کردیم و من فکر می کنم که نتیجه ی کار ما به شهری خیالی ختم شد که همان حس آشنا را به بازیکنان منتقل می کند و نه یک شبیه سازی کامل از کل شهری که ممکن است همه آن را به طور دقیق نشناسند. حتی اگر این تصور که همه، شهر را با آن می شناسند با واقعیت تفاوت داشته باشد.
در پایان آقای Garbut تصمیم قرار دادن سه شخصیت اصلی در بازی توسط راک استار را یک ریسک سرنوشت ساز نامید که می توانست با خوب پرداخته نشدن و بی دقتی باعث شکست بازی شود.
این ایده ی جالبی بود و به نظر می آمد که ما می توانستیم کار های جذابی با آن انجام دهیم. در عین حال این ایده به معنای تغییر در هسته ی بازی بود که می توانست نتیجه ی عکس بدهد. من فکر می کنم که این ایده کار کرد.
یکی از مهمترین مواردی که سبب محبوبیت سری بازی های Grand Theft Auto شده است، طراحی و شبیه سازی بی نظیر و دقیق شهرهای واقعی در بازی است که با چاشنی جهان آزاد و اعتبار Rockstar همراه است. در نسخه های اخیر این سری موفق، شاهد شبیه سازی بی نظیر شهرهایی چون Los Santos و Liberty City، که با توجه به شهر New York طراحی شده بود، بودیم که با هر نسخه جدید، طراحی شهرها نیز با پیشرفت چشم گیری همراه بود.
یکی از افراد باتجربه و اثرگذار در چنین طراحی های موفقی، آقای Aaron Grbut می باشد که در گفت و گویی کوتاه اعلام کرده است، تمایلی به طراحی و ساخت دوباره شهر هایی که قبلاً طراحی شده اند، ندارد؛ بلکه خواستار ایجاد تغییراتی در طراحی این آثار است.
وی چنین گفت:
من هیچ وقت نخواسته ام که شهری را دوباره ساخته یا طراحی کنم؛ چرا که این کار هم برای من و هم برای کسی که قبلاً این کار را انجام داده است، خشنودکننده نیست، هم چنین بسیاری از بازیبازان با چنین کاری متقاعد نمی شوند؛ به همین دلیل من مبنی بر پایه و اصول خاصی چنین کارهایی را انجام می دهم.
و ادامه داد:
در اولین قدم ما به تصمیم به طراحی یک شهر می گیریم، سپس با توجه به دیدارها و تجربیات خود آن ها را شبیه سازی می کنیم. سپس نوبت به ارائه نقشه کوچکی از بازی می رسد، بعد از این کار طراحی های اولیه را انجام داده و سپس با تکیه بر قوانینی مشخص، کار خود را به اتمام می رسانیم. من بر این باورم که درک مکان ها و خود شهر، یکی از مهم ترین ارکان طراحی است؛ چرا که موجب درک محیط بازی توسط بازیباز می شود.
در پایان باید گفت برای طراحی یک شهر، در قدم نخست باید چارچوب هایی را برای محیط موردنظر طراحی کرده و در قدم بعدی تصمیم به طراحی آن گرفت تا نتیجه، حاصل زحمات طراح شود.
اصولا انسان موجود جاه طلبی است. طبیعت انسان این است که می خواهد با استفاده از قدرتی که دارد زندگی را راحت تر کند.انسان می خواهد مرز بین واقعیت ها را بشکند و زندگی را در قالب فیلم های سینمایی و خصوصا بازی های کامپیوتری، به نمایش بگذارد. اما در این بین اگر بخواهیم بازی ای بر اساس یک زندگی مجازی بسازیم قاعدتا باید چیزی بسازیم که برای مخاطب جذاب باشد و خب قطعا خشونت می تواند سوژه فوق العاده ای باشد! نکته ی عجیبی که در مورد زندگی ما انسان ها وجود دارد این است که به قانون نیازمند هستیم اما همیشه میخواهیم به هر روشی از آن فرار کنیم. پس همین ایده می توانست استارت شروع یکی از محبوب ترین بازی های تاریخ صنعت بازی های رایانه ای باشد. خب چرا که نه؟! چرا Rock Star نتواند از این ایده استفاده کند؟ چرا Grand Theft Auto نباید متولد شود؟
ایده شروع یک سبک متفاوت مدت ها قبل زده شده بود. اکثر شرکت ها عقیده داشتند که ساختن بازی ای که یک جهان آزاد را نشان دهد می تواند یک برگ برنده باشد. بازی هایی نیز در سبک Open World منتشر شدند که البته از کیفیت مناسبی بهره مند نبودند. تولد GTA هم یک ایده از شرکت راک استار بود و بر خلاف خیلی از بازی های بزرگ، GTA از مشهور ترین بازی هایی است که خالقی خاص و استثنایی ندارد. بازی بر اثر تلاش شبانه روزی تیم راک استار در اواخر دهه ۹۰ میلادی بود. در مورد شروع کار GTA نمی توان به طور فشرده حرف زد. نسخه های دو بعدی و اولیه بازی آنقدر جذابیت نداشتند که جزو بهترین بازی های نسل قرار بگیرند اما آن قدرها هم بد نبودند که بخواهیم آن ها را ضعیف بشماریم. در این مقاله نگاهی کوتاه به تمام نسخه های اصلی خواهیم داشت و گذری هم به اکثر نسخه های فرعی این بازی خواهیم داشت.
نسخه های اصلی:
1.Grand Theft Auto
سازنده: Rockstar North
ناشر: BMG Interactive / ASC Games
تاریخ انتشار: اکتبر ۱۹۹۷ میلادی
پلتفرم: PC-Playstation- GameBoy Color
متا اسکور: ۷۸
اولین GTA تاریخ بازی ساده ای بود. یک عنوان دو بعدی که در آن قدم زدن در Liberty City و ایجاد شورش و اتومبیل رانی از جمله مهم ترین ویژگی های بازی بود که تا سال ۹۷ میلادی خبر چندانی از این ویژگی ها در صنعت گیم نبود. مهم ترین ویژگی بازی این بود که در بازی عملا لفظی به نام "قانون" وجود نداشت! ویژگی ای که بعدها تبدیل به سنت GTA شد و عملا همه GTA را با این اصل می شناسند. بازی ابدا آزادی عمل های نسخه سوم را ندارد اما صرفا تحت عنوان یک بازی دو بعدی بسیار خوب کار کرده است. سیستم تیراندازی بازی و دزدی اتومبیل که صرفا هدف اصلی بازی بود، به نسبت زمان عرضه بازی نسبتا خوب کار شده است. GTA در سه لوکیشن Liberty City، San Andreas، Vice City داستان خود را روایت می کند. این سه شهر که بعدها در هر نسخه از این سری تبدیل به لوکیشن اصلی بازی شدند. جالب است بدانید که Liberty City از همین نسخه ابتدایی و پیکسلی، الهام گرفته شده از لس آنجلس است و San Andreas هم الهام گرفته شده از سان فرانسیسکو می باشد و Vice City هم نمونه شهر ساحلی میامی است. به شکلی که اگر GTA VC را تجربه کنید عملا حس بازی کردن در یک شهر بندری و ساحلی را خواهید داشت. به طوری که درختان نخل از ویژگی های بارز جو GTA Vice City می باشند.
۲٫ Grand Theft Auto II
سازنده: DMA Design(لازم به ذکر است که بگویم نام قبلی Rockstar North بود)
ناشر: Rock Star Games
تاریخ انتشار: ۲۲ اکتبر ۱۹۹۹
پلتفرم:Game Boy Color / PS / PC / Dream Cast
متا اسکور: ۷۱
GTA 2 میخواست یک انقلاب باشد. در ابتدا گرافیک بازی با وجود این که هنوز دو بعدی بود اما به نسبت زمان عرضه خود، چشم نواز بود. اما چیزی که بعد از انتشار GTA 2 مشخص بود این بود که بازی آن چیزی نیست که راک استار وعده آن را می داد. بازی ای که نسبت به نسخه اول خود افت کرده بود و این امر کاملا محسوس بود. تم بازی در محیطی کوچک تر، با تنوعی کمتر ساخته شده بود و خبری از سه شهر معروف GTA نبود. در مکانی تحت عنوان Anywhere و در حالی که کاراکتری تحت عنوان Claude Speed را هدایت می کردید، می توانستید جنگ با پلیس را از طریق رانندگی یا قتل مردم شروع کنید. سیستم رانندگی نه چندان جالب بازی در کنار هوش مصنوعی نه چندان بالانس، گیمرها و منتقدینی که آن روزها اغلب بر روی کاغذها نقدهایشان را می نوشتند راضی نکرد. GTA 2 خارق العاده نبود. فقط یک بازی خوب بود که به تکامل نرسیده بود. اما انتظار و صبر همه چیز را حل میکرد. شاید خیلی ها در میان خیل عظیم بازی های خوب، GTA را فراموش کرده بودند اما انقلاب راک استار در راه بود. انقلابی که جی تی ای را یکی از برترین بازی های تاریخ می کرد.
۳٫ Grand Theft Auto 3
سازنده: Rock Star North
ناشر: Rock Star Games
تاریخ انتشار: 22 اکتبر ۲۰۰۱ برای PS2، می ۲۰۰۲ برای PC، اکتبر ۲۰۰۳ برای Xbox
پلتفرم: PC-PS2-Xbox
متا اسکور: ۹۷
لفظ انقلاب می تواند برای GTA V بسیار مناسب باشد. وقتی که در اواخر سال ۲۰۰۱، سازندگان سبک Open World در برابر شاهکار راک استار، به خاک افتادند! در این نسخه این بار به صورت ۳D(نمایش دوربین به صورت سوم شخص( با Claude Speed همراه خواهید شد. این بازی اولین تجربه Dan Houser در خلق داستان و اتمسفر سری GTA است. روایت داستان هم بر مبنای انتقام است. طی یک سرقت از اتومبیل های حمل پول، Claude
با خیانت دوستش به زندان می افتد و این بار محوریت اصلی داستان بر پایه
خلاف به خاطر انتقام است. روایت داستانی بازی خوب بوده است و اتفاقات بازی
در لوکیشن Liberty City رخ می دهد. در طول بازی متوجه می شوید که با توجه به تکنولوژی های محدود سال ۲۰۰۱ میلادی، اتمسفر بازی و چیزی که Dan Houser
میخواسته است به خوبی پیاده شده است. بازی آنقدر وسیع است که اگر بخواهید
دوباره آن را تجربه کنید، فارغ از گرافیک تحمل ناپذیرش، متوجه بالانس بودن
گیم پلی در تمام بخش ها و همچنین رابطه خوب کاراکتر با محیط خواهید شد.
گرچه بازی محدودیت های زیادی نسبت به SA دارد اما
می توان گفت که بازی با توجه به زمان عرضه، در همه زمینه ها بی نقص بوده
است. لازم به ذکر است که این بازی قبل از برگزاری همایش سالیانه VGA توانسته بود بهترین بازی سال شود.
۴٫ Grand Theft Auto Vice City
سازنده: Rock Star North
ناشر: Rock Star Games
تاریخ انتشار:۲۷ نوامبر ۲۰۰۲ برای PS2، ۱۲می ۲۰۰۳ برای PC
پلتفرم: PS2-PC-XBOX
متا اسکور:۹۴
این بار به شهر Vice City(بازسازی شده از شهر میامی) سفر میکنیم. در همان ابتدا متوجه می شوید که در اتمسفر Vice City شما میامی را به وضوح خواهید دید. به طوری که اتمسفر این عنوان را همگی با درخت های نخل و آفتاب سوزانش به یاد می آورند. داستان بازی روایتگر Tommy Vercetti است. تامی سابقا به جرم قتل به زندان افتاده بود. او قصد ندارد به عنوان یک آدم(!) زندگی کند و این بار به کار قاچاق کوکائین روی می آورد. وی توسط دو فرد به نام های Ken Rosenberg و Sonny Forelli به یک قاچاقچی کلمبیایی به نام Ricardo Diaz معرفی می شود و چند ماموریت را به همراه دوستش Lance Vance برای دیاز انجام می دهد. البته تامی در نهایت دیاز را می کشد و عمارت او را تصرف میکند. وی به تدریج پیشرفت کرده و خود یک فرد مهم در مافیای قاچاق مواد مخدر می شود.
GTA Vice City یکی از بهترین عناوین در این سری است. ایده های فوق العاده این بازی به همراه تکامل کامل گرافیکی و بهبود مکانیزم های گیم پلی از مهم ترین کارهای راک استار در این بازی بوده است. همان طور که می بنید، GTA در ابتدا به صورت سالیانه منتشر می شود که کمبود ایده باعث شده است وقفه در نسخه ها ایجاد شود که به بهبود بازی کمک شایان توجهی میکند. البته نقص هایی که از آن انتقاد می شد نیز در گیم پلی این بازی وجود دارد. عدم هدایت وسایل هوایی نظیر هواپیما و یا شنا کردن از جمله ضعف هایی بود که منتقدین به آن ها اشاره داشتند. آن ها عقیده داشتند راک استار می توانسته گیم پلی VC را با توجه به داستان فوق العاده اش، قوی تر بسازد. لازم به ذکر است که معماری های بازی به همراه بعضی از کاراکترها واقعا وجود داشته اند.
۵٫ Grand Theft Auto San Andreas
سازنده: Rock Star North
ناشر: Rock Star Games
تاریخ انتشار:۲۶ اکتبر ۲۰۰۴ برای PS2، ۷ ژوئن ۲۰۰۵ برای PC و XBOX
پلتفرم:PC-PS2-XBOX-IOS-PSN
متا اسکور:۹۵
سال ها قبل، یک سیاه پوست جوان به نام Carl Johnson که به اختصار CJ صدا می شد توسط پلیس لوس سانتوس دستگیر می شود. سال ها میگذرد و کارل که یک مرد بالغ شده است به شهر سن آندریاس(الهام گرفته شده از سان فرانسیسکو) باز می گردد و به خانه می رود. وی متوجه می شود که مادرش به قتل رسیده است و تصمیم می گیرد که انتقام بگیرد. او باندی را تحت عنوان Grove Street تشکیل می دهد تا از عاملان قتل مادرش انتقام بگیرد. در این بین برای کارل اتفاقاتی می افتد که زندگی اش را متحول می کند و متوجه می شود که نباید به هیچ کس اعتماد کرد. نزدیک ترین دوستان هم گاهی رو به رویت می ایستند و یکهو متوجه می شوی که تنهایی. آن گاه سایه مرگ سنگینی می کند و متوجه می شویم که زندگی چه قدر نامرد است. شرح حال CJ محبوب هم همین است. انتقام از دو جهت تبدیل به انگیزه اصلی او می شود. یکی قاتلان مادرش و هدف دیگر هم کشتن دوستان خیانت کارش! سال ها است که کاراکتری مثل کارل در این سری نیامده است و شاید فقط بتوان ترور فیلیپس را تا حدی به اندازه کارل دوست داشت که آن هم به خاطر روان پریشی و دیوانگی ترور است. اما روایت زندگی کارل آن قدر غم انگیز و زیبا است که سال های سال راک استار نمیتواند با کاراکترهایی نظیر نیکو بلیک و فرانکلین کلینتون جای وی را پر کند.
همواره تامی ورکتی را به عنوان کاراکتری بی نظیر قبول دارم. تامی در زمانی که گرافیک، حرف اول را نمیزد کودکی ما را ساخت. چند سال بعد هم کارل سیاه پوست، کارهایی که تامی نمی توانست بکند را انجام داد و رسالت تمامی کاراکترهای این سری را به اتمام رساند. کارل می توانست شنا کند و تلخی غرق شدن و مردن بر اثر این مورد را برای همیشه از سری بازی های جی تی ای محو کرد. کارل می توانست خالکوبی کند، به باشگاه بدنسازی برود، مدل موهایش را تغییر دهد، به انتخاب خودش لباس بخرد. می توانست خلبانی کند، قطار را هدایت کند و از آن دست کارهایی که هرگز نمیشد انجام داد. San Andreas آن قدر GTA به یادماندنی ایست که نمیتوان در یک متن کوتاه در موردش حرف زد. رویای دوران کودکی و نوجوانی اکثر ما، در سال های ۸۳-۸۴ شمسی رقم خورد. وقتی یک بازی چند دیسکه به بازار آمد که حجمش در آن زمان خیلی بالا بود. وقتی که برای اولین بار باید یک دوچرخه را می دزدیدید. به راستی که خاطره ها تا ابد در ذهن خواهد ماند و GTA SA هم یک خاطره است. همین! فکر می کنم که نیاز است در آرشیو هر سایتی، مطلبی از GTA SA باشد. اگر نباشد ظلم بزرگی به خاطره ها است. زیر پا گذاشتن عقاید است. و تاوانش هم فقط فراموش کردن کارل جانسون دوست داشتنی است…
۶٫ Grand Theft Auto IV
سازنده: Rockstar North و Rockstar Toronto(نسخه پی سی)
ناشر:Rockstar Games
تاریخ انتشار:۲۹ آپریل ۲۰۰۸
پلتفرم:PC-PS3-X360
متا اسکور:۹۸
از نظر آماری، GTA IV بهترین بازی تاریخ در متا اسکور است و فقط یک Legend Of Zelda با ۱۸ نقد نمره ۹۹ را کسب کرده است که با توجه به میزان کم نقدها، عملا این بازی نمی تواند رقیببی برای IV باشد. به هرحال پس از دو اسپین آف فوق العاده Vice City و San Andreas وقتش رسیده بود که چهارمین نسخه اصلی از بازی هم وارد بازار شود. به هرحال اگر بخواهید نظر من را در مورد IV بدانید می توانم همین ابتدا این یکی دو پاراگراف بگویم که برای شخص نویسنده، IV ابدا عنوان محبوبی نبود و نخواهد بود!البته شروع نسل بعد در کمک به IV موثر بود اما به شخصه حس میکنم که پس از SA تجربه یک عنوان محدودتر و کوچک تر، برای من یکی سخت بوده است!
به هرحال بازی داستان یک خلافکار خرده پا از اهالی اروپای شرقی را روایت میکند که نیکو بلیک نام دارد. نیکو راهی ایالات متحده آمریکا و Liberty City می شود تا پسر عمویش رومن بلیک را ببیند. نیکو متوجه می شود رومن بدهی های زیادی را به بار آورده است و شرکت تاکسیرانی اش نیز روز به روز، ضرر میدهد و وی اسیر باندهای خلافکار شده است. نیکو تصمیم میگیرد به خلاف بازگردد و برای نجات پسر عمویش، طللبکاران او را از میان بردارد. نکته خاصی که در داستان بازی وجود دارد این است که نیکو بلیک اولین کاراکتر در این سری است که در ایالات متحده آمریکا به دنیا نیامده است.
GTA IV با بهره مندی از انجین اختصاصی راک استار یعنی Rage ساخته شده است. اولین چیزی که در موردش می توان صحبت کرد همین گرافیک و هوش مصنوعی خوب آن است که کاملا متعادل و بالانس است. IV در گیم پلی و کات سینس ها دارای گرافیک بسیار خوبی است به طوری که در بعضی از نقدهایش به این موضوع اشاره شده است که بازی عملا ۳ تا ۴ سال از بازی های هم تراز خودش جلوتر است. البته تحول گرافیکی ای که در همان سال ۲۰۰۸ ایجاد شد، باعث می شود که این توصیف اغراق آمیز به نظر بیاید. نمای فوق العاده از مناظر دور دست و همچنین تغییرات داینامیک آب و هوا، بهترین ویژگی های GTA IV و انجین Rage هستند.
GTA IV تقریبا یکی از طبیعی ترین گیم پلی های تاریخ این سری را به همه نشان می دهد. در سطح شهر اتومبیل های زیادی را خواهید دید که روشن نمی شوند! با مردمانی مواجه می شوید که سعی دارند از طریق وسایل نقلیه عمومی خود را به محل کارشان برسانند. به طور کلی بازی اتمسفری خاص دارد اما محدودیت هایی که ایجاد شده است ابدا به مذاق مخاطب خوش نمی آید. گشت بیش از اندازه پلیس در شهر، نبودن هواپیماهای نظامی و مسافربری در بازی و محدودیت آب های بازی و کم تر شدن سرگرمی های بازی از جمله چیزهایی هستند که راک استار آن ها را حذف کرده است و قصد داشته بیشتر به مراحل اصلی و اتمسفر بازی اهمیت بدهد. که خب در این مورد موفق بوده است اما حنبه های Open World به همین دلیل قربانی شده اند. GTA IV با متا اسکور ۹۸ در صنعت گیم رکورددار است!
۷٫ Grand Theft Auto V
سازنده: Rockstar North
ناشر: Rockstar Games
تاریخ انتشار:۱۷ سپتامبر ۲۰۱۳
پلتفرم:PS3-X360
متا اسکور:۹۷
همین اول بیایید اتمام حجت کنیم! در مورد این که چرا نسخه PC منتشر نشد نمی توانم چیزی بگویم. بروید از خود راک استار بپرسید! در این جا اشاره ای به داستان و گرافیک و گیم پلی V خواهیم داشت و می رویم پی کار و زندگیمان!
داستان بادزدی با یک فلش بک شروع می شود. دو دوست به نام های مایکل دی سانتا و ترور فیلیپس تصمیم به دزدی از یک بانک را در بیرون شهر لوس سانتوس(Los Santos) می گیرند. آن ها موفق به دزدی می شوند اما پس از تعقیب و گریز با پلیس مایکل تیر می خورد و ترور نیز پا به فرار می گذارد. مایکل خود را به مردن می زند و حتی برای خود قبر درست می کند تا از تحت تعقیب بودن نجات پیدا کند. بازی به ۹ سال بعد می رود و یک آفریقایی آمریکایی که راک استار میخواست از او یک کارل جانسون جدید بسازد، تحت کنترل بازیکن قرار میگیرد. این سیاه پوست فرانکلین کلینتون نام دارد که کارش سرقت اتومبیل است. طی حوادثی وی با مایکل دی سانتا آشنا می شود و طی سرقت از یک جواهر فروشی، ترور فیلیپس نیز به لوس سانتوس باز میگردد و ماجراهای این سه نفر برای خلاف شروع می شود.GTA V تنها بازی ای است که سه کاراکتر به صورت همزمان در دسترس بازیکن هستند و هر سه نیز روایت فوق العاده خوبی دارند. بازیکن با هر سه آن ها خصوصا ترور ارتباط فوق العاده ای بر قرار می کند.
این بار نسخه بهبود یافته انجین Rage به خوبی خودنمایی میکند. با توجه به این که تمرکز کامل Rockstar North بر روی نسل هفتم بوده است شاهد گرافیک خوبی خصوصا از نظر تغییرات داینامیک آب و هوا، فیزیک و تخریب پذیری و نورپردازی و طراحی اتمسفر هستیم اما دیر لود شدن تکسچرها ضعفی است که میتوان از آن چشم پوشی کرد.
صحبت در مورد گیم پلی GTA V کار سختی است. راک استار وعده های زیادی در مورد بازی داده بود اما عملا خیلی از آن ها بی خاصیت است. استفاده از سگ به صورت محدود وجود دارد و قابلیت خرید آن نیز وجود ندارد. در حیات وحش بازی به جز یک مرحله فرعی قابلیت شکار وجود ندارد و موجودات آبزی مثل کوسه هم عملا بی خاصیتند و شما باید آن قدر شنا کنید تا از ساحل دور شوید و یک کوسه شما را ببیند و شما را بخورد و به شهر برگردید! به جز اغراق های زیاد راک استار در امر حیات وحش، گیم پلی بازی به نسبت IV بهبود یافته است. مکانیزم تیراندازی خوب بازی با الهام گیری از مکس پین ۳، بدون مشکل است و فضای بازی هم بسیار خوب است. قصد ندارم بازی را نقد کنم اما چیزی که در مورد V وجود دارد این است که راک استار در مورد آن اغراق های زیادی کرده بود. وگرنه این بازی که بهترین بازی سال نیز شد یکی از قوی ترین و بهترین بازی های نسل هفتم است. قابلیت سویچ کردن کاراکترها، شخصیت پردازی فوق العاده و روایت خوب داستان و موسیقی و صداگذاری خوب بازی به شکلی است که نمیتوان از آن ها ایرادی گرفت. V اما شباهتی به San Andreas ندارد. نه آن قدر پهناور است و نه آن همه ویژگی دارد. فقط یک بازی بسیار خوب و در سطح سری GTA است. پس تردید نکنید و آن را از دست ندهید!
نسخه های فرعی:
1.Grand Theft Auto Liberty City Stories
سازنده:Rockstar North, Rockstar Leeds
ناشر: Rockstar Games
تاریخ انتشار:۲۵ اکتبر ۲۰۰۵ برای PSP، ۶ ژوئن ۲۰۰۶ برای PS2
پلتفرم:PS2-PSP
متا اسکور: ۸۸ برای PSP، ۷۸ برای PS2
روایت داستان این Spin Off، به زندگی Toni Cipriani می پردازد. تونی برای باند فردی به نام لئون کار می کند. در ادامه تونی به خاطر قتل یک مرد، پنهان می شود و پس از چندسال دوباره به باند لئون ملحق می شود. وی متوجه می شود گروهی مافیایی بر همه چیز در لایبرتی سیتی تسلط دارند و تمامی باندهای قاچاق مواد مخدر زیر نظر این گروه مافیایی قرار دارند. پشت همه جرایم سازمان یافته این گروه است و پلیس های فاسد نیز در سطح شهر بسیار زیاد شده اند. تونی تصمیم میگیرد تا باند لئون را به قدرت برساند و در این بین از هیچ کاری دریغ نمی کند. Liberty City Stories با توجه به این که برای PSP برنامه ریزی شده بود عنوان قابل قبولی به حساب می آید. بازی آزادی عمل چندانی ندارد اما به نسبت هزینه و تایمی که برایش گذاشته شده بود عنوان قابل قبولی به حساب می آید.
۲٫ Grand Theft Auto Vice City Stories
سازنده: Rockstar Leeds
ناشر: Rockstar Games
تاریخ انتشار: ۳۱ اکتبر ۲۰۰۶
پلتفرم: PS2-PSP
متا اسکور:۸۶ برای PSP، ۷۵ برای PS2
این نسخه ارتباط مستقیمی با نسخه Vice City دارد. منتهی دیگر تامی کاراکتر اصلی نیست و دوست او ویکتور ونس کاراکتر اصلی بازی است. سایر شخصیت های فرعی نیز ارتباط مستقیمی با قضیه دارند. بازی در سال ۱۹۸۴ و دو سال قبل از نسخه اصلی در جریان است. یک سرباز به نام ویکتور ونس راهی کشورش می شود. ویکتور برادر لنس، دوست تامی ورکتی است که به او خیانت می کند و بخشی از بازی هم به این ماجرا اختصاص دارد. ویکتور در ادامه فکر می کند که لنس، در یک معامله کشته شده است اما اتفاقاتی رخ می دهد که ویکتور با ریکاردو دیاز و باندهای خلافکاری آشنا می شود.
روایت داستانی بازی آن قدر قوی نیست که بخواهید در آن غرق شوید اما اتمسفر بسیار خوب وایس سیتی به شکلی است که از بازی خسته نخواهید شد. اما گنگ بودن داستان بازی باعث می شود که سوالات زیادی برایتان ایجاد شود که با یک بار تمام کردن بازی به پاسخ این سوالات نخواهید رسید. گیم پلی بازی کوچک ترین افتی نسبت به نسخه وایس سیتی ندارد. البته قابلیت جدیدی ندارد و صرفا می توان از آن به عنوان یه DLC کاملا معمولی یاد کرد. به طور کلی این نسخه هم مانند LC Stories صرفا به درد یک کنسول دستی می خورد تا یک پلتفرم خانگی! بازی با متا اسکوری خوب اما نه چندان امیدوار کننده به کار خود پایان داد. در ۱ آپریل سال ۲۰۱۳ هم این بازی برای کاربران PSN به رایگان به اشتراک گذاشته شد.
3. Grand Theft Auto Chinatown Wars
سازنده: Rockstar North, Rockstar Leeds
ناشر: Rockstar Games
تاریخ انتشار: ۱۷ مارچ ۲۰۰۹
پلتفرم:Nintendo DS- IOS- PSP
متا اسکور:۹۰
این نسخه تنها عنوان از سری بازی های GTA که صرفا به پلتفرم های غیرخانگی اختصاص دارد. با وجود این که بازی در سال ۲۰۰۹ عرضه شده است اما نمای بازی دو بعدی است و زوایای بازی از بالاست. روایت داستان بازی به زندگی Huang Lee می پردازد. بازی کاملا به محله چینی ها در لایبرتی سیتی اختصاص دارد. هوانگ یکی از رئسای Triad یا گروه خلافکاران را به قتل می رساند و اعضای گروه قصد کشتن او را دارند. در این بین پدرش هم که در قمار سرمایه اش را از دست داده به قتل می رسد و هوانگ برای نجات جان خودش و همچنین انتقام از Triad وارد عمل می شود. بازی روایت جالبی دارد و ایده ی خوبی را برای داستانش انتخاب کرده است. در گیم پلی بازی به جز تیراندازی های مکرر و رانندگی چیز خاص دیگری را نخواهید دید. بازی با توجه به این که دو بعدی است و برای پلتفرم های دستی ساخته شده است از ویژگی های خوبی بهره مند شده است. استفاده از غذاهای چینی و سلاح ها و شمشیرهای به خصوص چینی در بازی از جمله ویژگی های جالب بازی است. این بازی به صورت یک پک ویژه در ژاپن هم فروش خوبی داشته است.
۴٫ Grand Theft Auto Episodes From Liberty City
سازنده:Rock Star North
ناشر:Rock Star Games
تاریخ انتشار:آپریل ۲۰۱۰ برای PS3,PC و اکتبر ۲۰۰۹ برای X360
پلتفرم:PS3-X360-PC
این عنوان شامل دو دی ال سی برای GTA IV است. The Lost And Damned و The Ballad Of Gay Tony دو عنوانی هستند که در این پک وجود دارند. در Lost And Damned روایتگر داستان گروه خلافکار Johnny Klebitz است که کاراکتر بسیار متفاوتی با نیکو بلیک است و اصولا به دنبال خلاف می گردد. بر عکس نیکو که به اجبار و برای کمک به پسر عمویش راهی خلاف می شود جانی صرفا می خواهد خلاف کند. البته در نسخه V ترور فیلیپس جانی را به راحتی می کشد!
The Ballad Of Gay نیز روایت گر داستان Luis Fernando Lopez اسپانیایی تبار است که برای Anthony Gay Tony ، رئیسش، همه کار می کند. وی در زندگی اش دچار فقر شده است و به ناچار تصمیم میگیرد که راهی کارهای خلاف شود. در این دو بسته الحاقی که بر روی Xbox Live و PSN عرضه شدند، از استقبال چندان بالایی بهره مند نشدند و بعدها با عرضه نسخه PC، فقط میزان فروش بازی به صورت کپی بر روی دیسک زیادتر شد! این دو عنوان کاملا از مکانیزم های گیم پلی GTA IV بهره مند هستند و صرفا برای ایجاد یک خط داستان جدید، ساخته شده اند!
منبع:میهن گیم
به نظر می رسد هر دو کمپانی سونی و مایکروسافت برای مشتری مداری اقدام به اعمال تخفیفاتی در راستای تهیه ی عناوین مختلف از شبکات آنلاین دو کنسول PS3 و Xbox 360 کرده اند که در واقع پس از آنکه کمپانی ژاپنی سونی چندی پیش لیستی از بازی هایی که علاقه مندان قادر خواهند بود با اندکی تخفیف آنان را از شبکه ی مجازی PSN دریافت کنند،منتشر کرد اینبار نیز نوبت به آن سوی میدان یعنی کمپانی آمریکایی مایکروسافت رسیده است تا در دومین گام خود از ارائه ی تخفیفاتی ارزشمند به منظور فرا رسیدن تعطیلات کریسمس لیستی را منتشر کند که در این لیست به اشتراک گذاشته شده،عناوین محبوبی از قبیل GTA V و Diablo 3 با ۳۳ درصد تخفیف در دسترس دوستاران سبک “جهان باز” و البته “آر پی جی” قرار خواهد گرفت.
لازم به ذکر است که کمپانی مایکروسافت در اولین گام خود از ارائه ی این تخفیفات،قسمت اول عنوان موفق The Wolf Among Us ساخته ی استودیو سرشناس و نامدار “تیل تل گیمز” را به طور رایگان در شبکه ی پرمخاطب “اکس باکس لایو” برای علاقه مندان قرار داده است.
شما در ادامه میتوانید این لیست مورد نظر را مشاهده بفرمایید:
بدون شک یکی از داغترین مباحث صنعت بازی های رایانه ای که هنوز تاییدیه ی آن در هاله ای از ابهام و گمان به سر می برد،انتشار نسخه ی پنجم سری بازی های GTA بر روی رایانه های شخصی می باشد که درواقع پس از انتشار این عنوان بر روی دو کنسول Xbox 360 و PS3 و البته کسب جایگاه برترین بازی عرضه شده در سال ۲۰۱۳ میلادی،باتوجه به سخنان تازه مطرح شده از سوی مسئولان خرده فروش “آمازون” به نظر می رسد عنوان GTA V بر روی رایانه های شخصی نیز عرضه می گردد که درواقع در متنی که از سوی پشتیبان این خرده فروش نامدار صنعت گیم به انتشار رسیده با صراحت آماده است;
با توجه به اطلاعات ما،نسخه ی رایانه های شخصی عنوان GTA V در تاریخ ۱۲/۲۴ معرفی شده و انتشار آن عنوان نیز توسط کمپانی Rockstar به تاریخ ۰۳/۱۲ سال آینده ی میلادی موکول خواهد شد …
به طور قطعی باتوجه به این اطلاعات به بیرون درز پیدا کرده نمیتوان تایید کرد که نسخه ی PC عنوان GTA V به زودی عرضه خواهد شد اما چندی پیش مسئولان خرده فروش Amazon به طور رسمی انتشار عناوینی از قبیل Mortal Kombat و… را بر روی رایانه های شخصی تایید کردند که در نهایت این اتفاق نیز توسط عوامل سازنده به وقوع پیوست که همچنان با این شایعات متنوع مطرح شده،میتوان یک روشنایی در دل تاریکی مشاهده کرد.
ناشر Gta Online، یعنی راکستار به مناسبت نزدیک شدن سال نوی میلادی و تعطیلات کریسمس، به جزئیات بینهایت این بازی افزوده است. از جمله بارش برف در شهر Los Santos!
در کنار برفی که قرار است در Los Santos ببارد، راکستار قابلیتهای فراوانی را به بازی افزوده تا بتواند در تعطیلات نیز شما را سرگرم سازد. شما می توانید ماسکهای جدیدی را با مضمون کریسمس خریداری نمایید همچنین لباسهای جدید نیز در فروشگاههای سراسر شهر Los Santos در دسترس خواهند بود. این لباسها و ماسکها تنها تا ۵ ژانویه در دسترس میباشند. دوربین گوشی شما در بازی که با نام Snapmatic شناخته میشود، فیلتر ها و قابلیتهای جدیدی را در خود جای داده است؛ همچنین تعداد بسیار زیادی از اتومبیلها و اسلحهها و آپارتمانهای موجود در بازی تا ۵ ژانویه از تخفیفات ویژهای برخوردار خواهند بود.
وقتی شاهکار نسل در سناریونویسی میلنگد...
در پی ساخت عناوینی مثل شمارهی آخر “مکس پین” و یا عناوین شاهکاری مثل “لس آنجلس نوآر” و “رستگاری: سرخ پوست مرده” شرکتی مثل راکستار شاهکاری نمیسازد بلکه شاهکارها معرف اسم این شرکت هستند. صرف نظر از بازیهایی مثل “بولی” و “کلاب نیمهشب” سری بازیهای “جی.تی.ای” عموما به نشان دادن وجههی فساد و زندگی گنگسترهای امریکایی پرداخته است که اتفاقا همان نکتهی مثبت بازی است چون در تاریخ ویدئوگیم هیچ عنوانی نتوانسته در تراز این فرنچایز به رقابت بپردازد و بازیهایی مثل “رده قدیسان” و یا “سگهای نگهبان” فقط در حال دنبال کردن ردپای جی.تی.ای هستند. اما چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است… این متن صرفا جهت ایرادات کوچکی (!) از بازی است که تبدیل به ایرادات پاچه گیر مخاطب میشود. پیشنهاد میشود در صورتی که بازی را به اتمام نرساندهاید ابدا این متن را نخوانید.
قانونی در دنیای نقدنویسی وجود دارد که میگوید “برای سنجش ارزش و اعتبار یک اثر بایستی آن را با یک اثر بالاتر از سطح خودش قیاس کرد تا ایرادات و پیشرفتها مشخص شوند.”
از آن جایی که قیاس جی.تی.ای 5 با هم سبکهایی مثل “رده قدیسان” و یا “فرقه اساسین” فقط باعث تامین موجبات خندهی مخاطب میشود پس چارهای نیست جز این که پلان اصلی بازی را با نسخههای قبلیاش مقایسه کرد.
جی.تی.ای: سن آندریاس به عنوان یکی از بیست بازی برتر تاریخ محسوب میشود؛ عنوانی که میزان فروشش در پلیاستیشن 2 به عنوان یک رکورد واقعا جنجالی هیچ وقت شکسته نشد. در سن آندریاس بازیکن دنبالهرو کارل جانسون - گنگستر امریکایی افریقایی – سیاه پوستی بود که اهل خلافهای خیلی بزرگ نبود و به اصطلاح لقمهی به اندازهی دهانش برمیداشت. توصیف سن آندریاس و آنتیاگونیستهای بازی واقعا تاریخی است. کسی که برای اولین بار دستش به این بازی میخورد تا میانهی بازی متوجه نمیشود که “رایدر” آنتیاگونیست اصلی بازی است و یا این که چه بلایی “بیگ اسموک” میآید. حقیقت محض این است که راکستار کارش را در سناریو نویسی بلد بود و پلان اصلی بازیاش را به خوبی برای مخاطب معرفی میکرد.ـ
در جی.تی.ای 4 مخاطب فقط کنترل یک شخصیت آن هم “نیکو بلیک را بر عهده داشت؛ مبارزی که برای ادامه دادن به زندگیاش و در پی درخواستهای پسرعمویاش “رومن” پا به امریکا گذاشت و این سرآغاز ماجراهایی بود که باعث خلق یکی از بهترین بازیهای جهانآزاد در سالهای اخیر بود. شرح حال نیکو در آن جامعهی سرد و خشن و روحیهی مبارز طلبی او واقعا فوقالعاده بود.ـ
اما در جی.تی.ای 5 شما میدانید (با تاکید بخوانید!) که ترور و مایکل از قبل هم دیگر را میشناختهاند پس چرا این همه شاخ و برگ اضافی؟ چرا بازی قبل از به پایان رسیدن پایاناش را لو میدهد؟ این جا دقیقا یکی از ایرادات بازی خودش را نشان میدهد. شما حداقل 5 ساعت از بازی را در نقش ترور فیلیپس بازی میکنید. آدم میکشید، پلیس را دور میزنید و دست و به صد خلاف و جرم دیگر میزنید. راکستاریها دقیقا یک تعریف مشخص از ترور داشتهاند و صرفا او را به عنوان یک عامل اصلی و استارت موتور بازی خلق کردهاند در حالی که معلوم نیست تعریف یک نویسنده از آنتیاگونیست داستانی چیست. مثلا یک شخصیت منفی مثل ژوکر و یا واس مونتنگرو را در نظر میگیریم.ـ
و این ترور روانی (؟!)
ژوکر یک احمق روانی است (به این قسمت خیلی بیشتر توجه کنید) و هیچ کدام از خصوصیات و تجهیزات پیشرفتهی بتمن را ندارد اما همین روانی قصه نمیگذارد طعم خوش پیروزی را در بازی بچشید یا مثلا واس یک شخصیت کاملا مبتلا به سادیسم است ولی کاری میکند که تاثیرش حتی بعد از مرگش در داستان نیز باقی بماند و یک باز نمیشود که اسم فارکرای به میان بیاید و اسمی از واس برده نشود. حالا نقشی که ترور در جی.تی.ای 5 یدک میکشد یک پیاده سازی نامناسب از تعریف شخصیت منفی است. اگر او شخصیت منفی است پس چرا به جز خل و چل بازی هیچ کار دیگری بلد نیست؟ چرا در ذهن مخاطب ماندگار نمیشود؟ چرا مرگش غیرمنتظره نیست؟ اگر پروتاگونیست است پس چرا بازی خلافهای ناهنجار را با جلوهی مثبت نشان میدهد؟ ببینید مکس پین هم در نسخهی سوم الکی میشود و دم به دقیقه یا سیگار میکشد یا آن قدری از خود بی خود میشود که رائول باید از روی زمین جمعش کند. این جا دقیقا یک رابطهی عمیق بین مخاطب و شخصیت اصلی شکل میگیرد؟ “عه دیدی چی شد؟ این همون مکس پینیه که یه روزی مامور پلیس نیویورک بود حالا تبدیل شده به یه عضور مافیای کثیف که به امثال خودشون هم رحم نمیکنن…” همین چند مونولوگی که ممکن است در ذهن مخاطب شکل بگیرد خودش جای تحسین و تامل برای سناریونویس بازی دارد. چیزی که در جی.تی.ای 5 نمیبینیم.ـ
مرد تنها و خستهی بازی تنها امید مخاطب برای به اتمام رساندن بخش داستانی است
از طرف دیگر فرانکلین کمی زودتر از ترور معرفی میشود. او شخصیتی است که جا پای کرکتری مثل کارل جانسون میگذارد و به عنوان یک سیاه پوست در پس زمینهی داستان ایفای نقش میکند. هر چند که اگر یک شرکت در این میان باشد و به جزئیات و مباحث نژاد پرستی همیشگی وارد نشود راکستار است اما به هر حال مایکل یک شخصیت گنگ است. او یک رانندهی حرفهای و متولد مناطق فقیرنشین لس سانتوس است که نه مثل مایکل مزهی پول هنگفت زیر زبانش رفته باشد و نه مثل ترور یک جانی روانی است! تعریف شخصیتش فقط به کمک مایکل قابل انجام است وگرنه نمیتوان او را به عنوان یک شخصیت پخته شده در نظر گرفت هر چند که پایان دیگر بازی با او رقم میخورد ولی او خوصیات یک شخصیت نیمه تعریف شده را به مخاطب عرضه میکند.سن او نسبت به ترور و مایکل پایین تر است و فقط صرف این که پول کلانی به جیب بزند با مایکل و ترور در داستان همراه میشود ولی هیچ وقت درامی که بین ترور و مایکل حس میکنید را بین فرانکلین و هیچ شخصیت دیگری نمیبینید. مشکل دیگر داستان بازی در همین ایراد کوچک خلاصه میشود. چرا بازی باید سه شخصیت اصلی و قابل کنترل داشته باشد وقتی که میتواند با یک کرکتر کامل مثل مایکل بازی را به اتمام برساند؟.
به تک تک سکانسهای بازی که نگاه میکنیم همیشه اول مشکلات زیاد جنسی گریبان گیر مخاطب میشوند. دقت داشته باشید که مسائل جنسی داخل جی.تی.ای 4 خیلی بیشتر از شمارهی پنجم است اما فرق این دو دقیقا در یک جای خاص خلاصه میشود. قسمتهای +18 جی.تی.ای 4 همگی در مراحل فرعی و جدا از خط داستانی قرار داشتند در حالی که در جی.تی.ای 5 راکستار هیچ ابایی از گذاشتن سکانسهای نامربوط داخل بازی نداشته است و دقیقا مخاطب در خط اصلی داستانی باید با محتواهای بی مربوط جنسی روبرو شود. البته دلیل این که این مورد داخل این متن گنجانده شده است شوخیها و مبتذلات داخل بازی نیست. هر چیزی حد و اندازه دارد ولی شوخیهای بیمزهی ترور در داخل بازی و به کار بردن اصطلاحات روزمرهی یک نوجوان 12 ساله دلیل نمیشود که یک بازی درجه سنی بزرگسال را دریافت کند.
از طرف دیگر شباهت انکار نشدنی جی.تی.ای 5 به فیلم معروف “مایکل مان” یعنی “مخمصه” (Heat) باعث شده که بتوانیم یک نقاط اشتراک و نقاط تضاد زیادی برای مقایسه این دو اثر به وجود بیاید.
«نیل مکالی» (رابرت دنیرو)، سارقی حرفهای است که تخصصش انجام سرقتهای بزرگ و پرخطر مثل حمله به بانک و وسایل نقلیهی مخصوص حملونقل پول و اوراق بهادار در شیکاگو است. “وینسنت هانا” (آل پاچینو) نیز کارآگاه زبدهای در لسآنجلس که مصمم است او را به دام بیندازد. سرقت بزرگی که در جی.تی.ای 5 توسط سه تفنگدار داستان صورت میگیرد و پایان بندی بازی تا حدودی (بخوانید خیلی) شبیه به فیلم “مخمصه” است که البته راکستار در پیادهسازی آن نسبتا موفق عمل کرده است. شیوه برنامهریزی برای انجام سرقتها در اثر “مان” در “مخمصه” تنها یک شخصیت اصلی و روی صحنه داریم که خیلی “مطرحتر” است و آن هم نیل مکالی است و باقی شخصیتهای داستان همگی در حاشیهی فیلم نقشهایی را بر عهده دارند چیزی که سازندگان جی.تی.ای 5 درک نکردهاند و باعث سردرگمی مخاطب میشوند چون عملا هیچ فرصتی پیش نمیآید که بازیکن قادر باشد تا در یک برههی زمانی خاص داستان مجزای سه شخصیت اصلی را درک کند. سازندگان میتوانستند ترور و فرانکلین را به عنوان شخصیتهای در حاشیه معرفی کنند و به طور خیلی مفصل روی زندگی و اتفاقات روزمرهی مایکل کار کنند. مثلا اگر یک بازی واحد را مثل “رزیدنت اویل 6″ در نظر بگیریم، متوجه میشویم که کپکام در کمال این که تمام شخصیتهایاش خط داستانی مجزا دارند و به زندگی و پیشینهشان با دیگر شخصیتها پرداخته شده است، یک شخصیت گنگ مثل “ایدا وانگ” رشتهی تمام اتفاقات بازی را در دست دارد و میبینید که او در هر سه خط داستانی بازی حضور دارد ولی شما با تمام کردن این سه بخش فقط حدود نصف داستان را متوجه میشوید. در جی.تی.ای وی هیچ شخصیت گنگ و یا یک شخصیت کلیدی در بازی حضور ندارد که سناریونویس به آن اتکا کند و بازیکن را سردرگم اتفاقات بازی نماید.از طرف دیگر نکتهی مثبت الگوبرداری از فیلم “مخمصه” وجود سرقتهای بزرگ و کوچکی است که در طول بازی انجام میدهید و همه به یک سرقت نهایی بزرگ (که در تمامی نسخههای جی.تی.ای هم مانندش را دیدهایم) ختم میشوند که با آن میتوانید خط داستانی را خیلی راحت به پایان برسانید.
به طراحی مراحل که نگاهی بیندازیم زبان از وصف کردنش عاجز است. یوگا، تورنمنت ماشین، پرش از ارتفاع، هواپیماسواری، شنا، تلوزیون، یوگا، شکار حیوانات معصوم و هزار مرحلهی قد و نیم قد دیگر در بازی وجود دارند اما خواهش میکنم نگویید دلیل شاهکار بودن جی.تی.ای این است که میتوانید روی کاناپه خانه لم بدهید و تلویزیون تماشا کنید. نگویید که دلیل محبوبیت جی.تی.ای ترکاندن ماشین با کوکتل مولوتوف است یا این که به خاطر این که جی.تی.ای به شما یک نقشهی بسیار بزرگ و یک ماشین با دهها ایستگاه رادیویی میدهد دوستش دارید. جی.تی.ای با خودش هزار نوآوری دیگر داشت که الان دیگر ندارد. بله درست است در نسخههای قبلی نمیتوانستید گراز شکار کنید یا این که تا جاسیگاری ماشینتان هم قابل شخصیسازی باشد اما چیزی که جی.تی.ای های قبلی را به جی.تی.ای 5 متمایز میکرد وجود مراحل فرعی فوقالعاده جذابی بودند که حالا دیگر اثری از آنها نیست و یا اگر هست باید در حین خط داستانی انجام دهیدمخاطب وقتی بازی را به پایان میرساند پول کلانی به جیب میزند ولی وقتی که هیچ انگیزهای برای خرج کردن پول نیست. پول خردهایی که بازی در طول مراحل فرعی به بازیکن میدهد حداقل پول خرید یک اسلحه یا ماشین درست و حسابی را کفاف میدهند وگرنه در آخر بازی با پول هنگفتی که در اختیار دارید مطمئنا هدفتان وقت گذراندن در کافههای لوس سانتوس و نظاره کردن مست کردههای داخل خیابان نیست.
سرقتی که مشابهاش تکرار نمیشود
اما جایی که بازی کمتر میلنگد ولی باز هم بیایراد نیست. یک سوال را همین اول از شما میپرسم تا آخر پاراگراف به آن فکر کنید؛ آیا واقعا حاضرید برای رسیدن به یکی از جزیرههای نزدیک لوس سانتوس 16 دقیقه وقت با ارزشتان را صرف کنید؟ گیمپلی بازی بینقص نیست اما آزادی عمل فوق العادهای دارد. تا تک تک آیتمهای بازی را هم میشود دستکاری کرد. چه ظاهر شخصیتها، چه ظاهر وسایل نقلیه، اسلحهها و… خیلی از عناوین متعددی که رد طی سالهای گذشته منتشر شدهاند به مخاطب حس زندگی در یک زندگی دیگر را میبخشند مثلا در فارکرای 3 شما قادر به انجام نصف کارهایی که در جی.تی.ای مختارید انجام دهید نیستید اما وقتی کنترلر را کنار میگذارید انگار که یک زندگی دیگر را تجربه کردهاید. موسیقی بازی محشر است، کرفتینگ (Crafting) و مراحل فرعی بازی همگی مثل سلولهای زنده بازی عمل میکنند که انگار فقط در بدن دیگری به زندگی خود ادامه میدهند و جزیی از خود بازی هستند. یا مثلا در عنوانی مثل “فالاوت: وگاس جدید” شما با بازی زندگی میکنید. در طول راهی که میپیمایید اجساد زیادی میبینید، ماشینها و موتورسیکلتهایی که حالا به آهن پارههای بیارزش تبدیل شدهاند در جای خود دیدنی هستند. در جی.تی.ای 5 به شما یک پول خرد چندصد دلاری داده میشود که تا بخواهید خرجش کنید وارد یک خط داستانی میشوید یک آدم عاقل پیدا نمیشود که سناریونویس بازی را تا سرحد مرگ کتک بزند و بگوید که چرا مخاطب را آزار میدهید؟! بازی شبیهساز جامعه امریکا نیست. جامعهی امریکا که وضعش وخیمتر از روابط خانوادگی در جامعهی ما نیست پس چرا شاهد ترکاندن زندگی چندین خانواده به خاطر چند بطری الکل هستیم؟ چرا بازی مدام مخاطب را با کشتن آدمهای بیگناه اذیت میکند. حداقل کشتن یک شخصیت را نباید تا این حد ساده جلوه داد. بارها پیش میآید که به خاطر خرید آیینه بقل ماشینتان چند دلار ناقابل از حساب بانکیتان کم شده است و به خاطرش آدم میکشید تا جیبشان را خالی کنید! دیواری کوتاهتر از NPC های بازی نبود؟!و در نهایت این سوال: آیا واقعا حاضرید برای رسیدن به یکی از جزیرههای نزدیک لوس سانتوس 16 دقیقه وقت با ارزشتان را صرف کنید؟ بر فرض این که شما بیکارترین فرد روی زمین هم باشید حاضرید مافیا 2 بازی کنید ولی به خاطر یک راه چند مایلی 16 دقیقه از وقت با ارزش خودتان را صرف رانندگی در خیابانهای لوسسانتوس نکنید. به جایش سلولهای خاکستری مغزتان را با حل کردن جدول سودوکو ترمیم کنید باور کنید بهتر از ول گشتن در خیابانی است که سرتاسرش در کل دو مغازه بیشتر ندارد؛ فقط هجوهای بی مورد.
از این نکته صرف نظر کنید که جی.تی.ای 5 بازی بدی است اما نه یکی از بهترین بازیهای نسل است نه بهترین بازی تاریخ. عنوانی که فقط در زمینه گیمپلی پیشرفتهای چشمگیری داشته است و پاشنهی پایش در قسمتهای متعددی نظیر داستان و شخصیت پردازی میلنگد که البته نسبت به نسخههای قبلیاش قیاس شده است. اصولا یک بازی وقتی “شاهکار” و یا ناب میشود که چیز جدیدی برای مخاطبش داشته باشد نه این که یک پله به عقب سقوط کند و یا بزرگترین پیشرفتش اضافه کردن چند مکانیزم و مراحل فرعی به بازی باشد حداقل این مورد در باب جی.تی.ای صدق نمیکند. جی.تی.ای 5 بازی خوبی است که قربانی نمرات بالا و متای 97 منتقدان شده است وگرنه زحمتی که به پای ساخت این بازی کشیده شده است در چند عدد ختم نمیشود. عنوانی که میتوانست خیلی بهتر باشد و فدای موفقیتهای نسخههای قبلیاش شد.